خرید بک لینک

کاش میشد خدا رو تو رفتار ادما ببینیم ن تو نماز خوندن

کاش میشد مواظب دل ادما باشیم ک نشکنیم

میخام خدا رو طوری دیگه پیدا کنم میخام خودم پیداش کنم میخام خودم بفهمم خدا کیه

نمیخام با نماز خوندن نشون بدم خدا هم هست

میخام تو رفتار ادما پیدا کنم

حدود چند روزه شایدم دو هفته شایدم بیشتر نماز و کنار گذاشتم ن ک باهاش قهر باشم ن

ولی خستم خستم از نمازی ک با حضور قلب نیس

خستم از خودم اصن میخام خودم و بندازم دور...

برچسب: نویسنده: حامد عباسیان تاريخ: جمعه 29 فروردين 1399 ساعت: 18:34

ادم است دیگر...

هر چقدر هم قوی باشد گاهی دوست دارد مچاله شود در اغوش کسی

برچسب: نویسنده: حامد عباسیان تاريخ: شنبه 17 اسفند 1398 ساعت: 9:48

امروز تولد شناسامه منه

تولدش مبارک هیپ هیپ هوراااا

تولد دومم مبارک☺☺☺

برچسب: نویسنده: حامد عباسیان تاريخ: شنبه 17 اسفند 1398 ساعت: 9:48

بابالنگ درازم

دلم لک زده برای یک عاشقانه ی آرام

که بنشینم روی پاهایت ...

بگذاری گله کنم ،...

از همه ی این کابوس هایی که

چشم تو را دور دیده اند !

سرم را پنهان کنم در گودی گلویت ...

و ریه ام را پر کنم از بوی تنت !

برچسب: نویسنده: حامد عباسیان تاريخ: شنبه 17 اسفند 1398 ساعت: 9:48

چقد احساس تنهایی میکنم

چقد ادم با خودش حرف بزنه

برچسب: نویسنده: حامد عباسیان تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 11:21

امروز لباس فاطی و دیدم قشنگ بود بهشم میومد

من هنوز لباس ندارم

حالم از زندگی خودم بهم میخوره

برچسب: نویسنده: حامد عباسیان تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 11:21

وقتی یکی بهت میگه فلانی یکاری و برام میکنی و تو باتمام قدرتت تلاش میکنی ک کار خوب در بیاد اخر سر میری تقدیمش کنی اون کارو

و یهو متوجه میشی ک ب کسی دیگع هم سپرده و اون کار و براش بکنن

خب ادم ناراحت میشه

بنظر من اسم بیشعوریه

نمیگی ادم ناراحت میشه خواسم یادم باشه ک هیچوقت از اینکارا دیگه برا کسی نکنم ک براش ارزش نداره...

برچسب: نویسنده: حامد عباسیان تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 11:21

دلم دوست داشتنی میخواد ک هیچوقت تموم نشه

هیچوقت

برچسب: نویسنده: حامد عباسیان تاريخ: پنجشنبه 14 آذر 1398 ساعت: 18:29

یه مدت سرگیجه و سردرد دارم اصن تعادل زندگیم و بهم ریخته نمیتونم تمرکز کنم رو چیزی

یه روز خوب خوبم

یه روز بد بد نمیدونم این دردی من ول نمیکنه

امیدوارم زود خوب بشم

اللهم اشفع کل مریض

برچسب: نویسنده: حامد عباسیان تاريخ: پنجشنبه 14 آذر 1398 ساعت: 18:29

تولدم مبارک

تولدم مبارک

تولدت مبارک من

تولدت مبارک دختر

تولدت مبارک قشنگم

تولدت مبارک دختر ابانی

تولدت مبارک من جان

برچسب: نویسنده: حامد عباسیان تاريخ: پنجشنبه 14 آذر 1398 ساعت: 18:29

باز تابستون شد و تعطیلات بابا خونه موند دعوا ها شروع شد

روز ب روز سنش بالا میره و احلاقش گندتر

حرفای زشت و داد و هواراش شروع شده

انقد از دسش خسته شدم ک نگو...

کاش یجا بود ادم میرفت از دس این جنگ و دعواشون راحت میشد

خدایا من دیگه حوصله زندگی با اینا رو ندارم

برچسب: نویسنده: حامد عباسیان تاريخ: شنبه 1 تير 1398 ساعت: 11:04

مث جهنمی میمونه ک خارج شدن ازش بهشته...

بعضی وقتا اشکات رو گونه هات سُر میخورن

تا یکم دلت و اروم کنن..

ببین مرا ک بعد تو چگونه زیر بار غصه خم شدم...

برچسب: نویسنده: حامد عباسیان تاريخ: شنبه 1 تير 1398 ساعت: 11:04

مرا دوست بدار!
به سان
گذر از یک سمت خیابان
به سمتی دیگر؛

اول به من نگاه کن
بعد به من نگاه کن
بعد باز هم مرا نگاه کن!

برچسب: نویسنده: حامد عباسیان تاريخ: شنبه 1 تير 1398 ساعت: 11:04

#بهترین_متنهایی_که_خوانده_ام

بعضیها خودشان
دلیل دوست داشتنشان میشوند،
آنهایی که میگویند:
باهم راه برویم
باهم درستش میکنیم ..
باهم کلا کیف دارد...!


پ

برچسب: نویسنده: حامد عباسیان تاريخ: شنبه 1 تير 1398 ساعت: 11:04

من میمیرم اگه کسی و مث من نگاه کنی...

حسودی ک جای خودش و داره...

برچسب: نویسنده: حامد عباسیان تاريخ: شنبه 1 تير 1398 ساعت: 11:04

صفحه بندی