خرید بک لینک

باز تابستون شد و تعطیلات بابا خونه موند دعوا ها شروع شد

روز ب روز سنش بالا میره و احلاقش گندتر

حرفای زشت و داد و هواراش شروع شده

انقد از دسش خسته شدم ک نگو...

کاش یجا بود ادم میرفت از دس این جنگ و دعواشون راحت میشد

خدایا من دیگه حوصله زندگی با اینا رو ندارم

برچسب: نویسنده: حامد عباسیان تاريخ: شنبه 1 تير 1398 ساعت: 11:04

صفحه بندی